107942508769784547 سه شنبه, Mar 16 2004 

من به احتمال زياد از امروز تا نوروز نيستم!
مي خواستم بگويم نوروز مبارک ولي با اين برفي که دارد ميايد ظاهرا بايد بگويم : کريسمس مبارک!

107934447199541563 دوشنبه, Mar 15 2004 

نگاه کن که چه برفي مي آيد!
امروز که از خانه بيرون مي آمدم حسابي برف مي آمد!

خيلی وقت بود که در اين تهران عزيز ما اينطوری برف نيامده بود!
احتمالا خدا هم با ما شوخي اش گرفته!
انگار نه انگار که چند روز ديگر عيد است!

در هر حال چند دقيقه ای ايستادم زير برف و لذت بردم!
چای شما خالی!

107925927494769231 یکشنبه, Mar 14 2004 

اينجا ايران است زندان اوين
مسئولان يک بار مي گويند ما زنداني سياسي نداريم ، يک بار مي گويند فقط چند نفرند!
اما آدمهايي مثل اين خيلي بيشتر از آنند که فکر مي کنيد!
بخوانيد و عبرت بگيريد !
حکومتي که در آن به خاطر کتاب خواندن انسانها را اينگونه زنداني مي کنند ، از بدترين نوع حکومت فاشيستي است!
خاطرات يک زن از زندان اوين, بند زنان

107924536320664920 یکشنبه, Mar 14 2004 

ظاهرا نوشی ديگر نمی نويسد!
تمام مطلب هايش را هم پاک کرده است!
حدس زدن اينکه ممکن است چه اتفاقي افتاده باشد زياد سخت نيست.
اين که در جامعه ما زنان چقدر از حقوق انسانی بي بهره اند هم آنقدر مشخص است که احتياجی به بيان ندارد!
فقط می مانند عکس العمل ما جماعت وبلاگ نويس که چقدر به علت حذف شدن آدمهای دورو برمان فکر کنيم،
اگر ما خودمان به فکر نباشيم ، هيچ کس ، هيچ کاری نمي کند.

بياييد کمي به آينده فکر کنيم، آينده ای که اگر ما تلاش کنيم هيج افسانه نوروزی ای به اعدام محکوم نمي شود! هيچ احمد باطبي ای در زندان به حال مرگ نمی افتد!،هيچ نوشی ای مجبور نمي شود نگران حضانت فرزندانش باشد،
هيچ انسانی فقط به خاطر عقايدش به اعدام محکوم نمي شود و…

من انتظار آن روز را مي کشم، حتي اگر در آن روز نباشم!

107924208144563055 یکشنبه, Mar 14 2004 

رفته بودم تو سايت کاپوچينوتا گزارششو در مورد ژيمناستيک مدرن در تهرانبخونم
اگه نخونديد حتما بخونيد.
گزارش فوق العاده است و زيبا
اما بسيار نگران کننده !
زمانی دختر بچه های بسيار با استعدادی را می شناختم گه ژيمناستيک کار مي کردند ولي متاسفانه بزرگ شدند و در مملکت اسلامی دختر وقتی بزرگ شد بايد برود خانه شوهر و بچه داری کند!!
حداکثر ورزشش ، کار خانه است .
دلم گرفت،
بچه های با اين اميد و سر زندگی در کارگاه اسلامی مدرسه های ما و در حکومت آخونديسم ما چه آينده ای خواهند داشت؟
چند نفر می توانند در 2-3 سال آينده ژيمناستيک را ادامه دهند؟
چند نفرشان حداکثر در 7-8 سال آينده در حال بچه داری اند و حتی ديگر خواب ژیمناستيک را نخواهند ديد؟
اگر در حکومت ملايان نبوديم چند ناديا کومانچی داشتيم؟
در اين 30 سال چند بالرين،چند ژيمناست، چند…، اصلا چند انسان زیر لجن و تعفن ملايان خفه شدند؟

اما تاسف برانگيز تر از همه Comment های مطلب بود(که پيشنهاد مي کنم نخوانيد!)
آدم دلش مي سوزد و ناسف مي خورد که بعد از 1400 سال هنوز نوادگان و ميراث داران آن مرد عرب زنده اند و هنوز هم مانند او رويای همخوابگی با دختران 7-8 ساله را دارند!

107916359700501924 شنبه, Mar 13 2004 

به کدامين گناه کشته شدند؟
من به هيچ وجه آدم مذهبی ای نيستم!
اما به اين آيه بالا خيلی علاقه دارم
معتقدم اگر خدايي باشد مهمترين کاربردش بازخواست جنايتکاراني است که به نام او آدم مي کشند!
قتل اردشیر افشین راد يکي از هزاران موردی است که هر روز در اين مملکت اتفاق مي افتد!
آدمهايي که فقط به اين دليل کشته می شوند که از ديد ضحاکان مار بدوش مثل آنها فکر نمي کنند!
اندازه ايمانشان وابسته به متراژ ريششان نيست. سر زنده هستند و اميدوار به آينده ای بهتر.
منابع موثق بيمارستانی مي گويند در خون اردشير هيچ الکلی وجود نداشته است! هيچ نوع ماده مخدری هم مصرف نکرده است!
فقط لباس او الکلی بوده است! بر عکس چيزی که جوخه مرگ مي گويد!

سالهاست که عادت کرده ايم از کنار مرگ اطرافيانمان به سادگی بگذريم و در نهايت سری به تاسف تکان دهيم و بگوييم :”بيچاره”
بيچاره ماييم که جلوی چشمانمان انسانها را مي کشند و ما فقط به فکر اين هستيم که نکند وبلاگ ما را فيلتر کنند!
ببخشيد که تند حرف مي زنم، کافی سری به صفحه آزادی زندانيان سياسي بزنيد و از تعداد امضا کنند گان بيانيه بفهميد که چه مي گويم!

تا زمانی که سعي مي کنيم در پشت پرده و مخفيانه فقط شعار بدهيم ، فحش بدهيم و…، خيالتان راحت اوضاع اگر بدتر نشود بهتر نمی شود!
حق با شماست، انسان عاقل بي دبيل خود را به خطر نمي اندازد!
حق با شماست کشته شدن انسانها بهايي است که برای جامعه مدني با ید بپردازيم ،
بعد از برقرار شدن جامعه آرمانی هم با شجاعت از پشت پرده بيرون مي آييم و مي گوييم من مبارزه کرده ام! من وبلاگ داشته ام! من کلی فحش داده ام!
بعد هم وزريری ،نماينده مجلسی ،چيزی مي شويم و همان کارهايي را مي کنيم که اينها مي کنند و به بهانه حفظ ارزشهای انقلابی خودمان تمام مخالفان مان را از بين مي بريم،
و حداکثر کاری که ياد کشته شدگان امروز مي کنيم،ساختن مقبره و برگزاری مراسم سالروز مرگ و … است که در آن هم همان حرفها و نظرات خودمان را بيان مي کنيم و مي گوييم :”اين آدمها به خاطر اين آرمانها کشته شدند!”
حق با شماست ! اين قانون دنياست ! برای به قدرت رسيدن چند نفر انسانهای بسياری بايد قربانی شوند!

باز هم به شما حق مي دهم، آدم نبايد دم به تله بدهد! همين که بتوان مخفيانه مبارزه کرد،و گير نيافتاد خودش خيلی شجاعت است!

——————
اما از من گذشته است که بترسم و مخفی شوم!
کجای اين حرف از يک آدم 30 ساله( که در دنيای متمدن هنوز جوان به حساب مي آيد) عجيب است؟

اين 30 سال مثل چند قرن گذشته است!
در اين 30 سال در ايران عزيز ما اتفاقهايي افتاده است که برای هر کدامشان در هر جای ديگر دنيا به چند قرن نياز است!
چه کسی می تواند باور کند که 20 سال پيش در اين مملکت چطور آدمها قتل عام مي شدند؟
چند نفر از شما تيغ کشيدن به صورت دختران (بدحجاب؟) را در خيابانهای تهران به ياد داريد؟
از بازرگان تا خاتمی چند سال گذشته است؟
آتش سوزی سينما رکس مربوط به چند سال پيش است؟
قتل عام کردها چند سال پيش اتفاق افتاد؟
چند نفر در جنگ کشته شدند؟
در دهه 60 چند نفر کشته شدند بدون اينکه کسی بفهمد؟
گشت ثارالله را به ياد داريد؟ گشت جندالله را؟گشت …؟
کوی دانشگاه!
….
همه اينها و خيلی چيزهای ديگر توی اين 30 سال اتفاق افتاده.

من که اينجا هستم ، توی تهران! معمولا با يک IP Valid و از يک جای ثابت Online می شوم، نامم هم واقعی است!
اسم اين شجاعت نيست حماقت است ، ميدانم.

من از پنجره آويزان شده ام و می خواهم دستم را رها کنم!،
چه کسي حاضر است با من بپرد؟

يک دو سه نپريدی؟ هه هه هه!

107891545496730822 چهار شنبه, Mar 10 2004 

مراسم روز زن به خشونت کشيده شد!
کجای اين اتفاق عجيب و غير قابل پيش بينی است؟
چرا بعضي وقتها فراموش مي کنيم که در ايران زندگی مي کنيم؟
دوستان من اينجا ايران است و ما در حکومت ملايان زندگي مي کنيم!
در قاموس ملايان زنان حتي شهروند درجه دوم نيستند،
در قاموس آنها زنان ‘کشتزار مردان’ اند!
همينکه ملايان نمي توانند با زنان ايراني مثل زنان افغان(در زمان طالبان) رفتار کنند برايشان عذاب آور است!

مي ماند من و شما که چطور فکر کنيم و چطور عمل کنيم،
من و شما هستيم که بايد تصميم بگيريم که چه کنيم،
به نظر شما حنده دار نيست که سالهاست اين ‘لباس شخصی’ ها هر غلطی دلشان مي خواهد مي کنند و هنوز که هنوز است از سوی حکومت حمايت مي شوند؟
آنها بازوی حکومت اند.
من و شما هستيم که بايد اين بازو را قطع کنيم،
اميد داشتن به اينکه آن سيد خندان(خاتمی)کاری بکند، کاری بيهوده است که نتيجه اش را ديده ايم !
امروز من و شما به کمک هم بايد جامعه خود را بسازيم!
اينطور که مي گويند ما اکثريت هستيم( هر چند که قدرت در دست اقليت است)
خوب،…؟

اما جامعه اي که در طی قرنها خراب شده است به اين سادگيها درست نمی شود!
من وشما هم هنوز در عمق وجودمان بسياری از گفته های ملايان را باور داريم!
ترک کردن اين باور ها (هر چند سخت است) اولين قدم است.
باور کنيم که بدون وجود ملايان هم مي توان زندگی کرد !
مي توان ازدواج کرد!
مي توان خدا را دوست داشت.
می توان به بهشت رفت!
بارو کنيم که پاداش انساني خوب بودن حوری بهشتی (يا غلمان)نيست!

باور کنيم که فرزندان ما مي توانند نامهای ملايي(عربی!!) نداشته باشند!
می توانيم برای دخترانمان در در 9 سالگی جشن تکليف نگيريم! تا ذهن کودکانه آنها را درگير مسايلی مانند :‘در می زنند پسر خاله است ، جادر کنم يا نکنم!’ نکنيم.

آنوقت، وقتي کودکان مان بدون باور هاي نخ نما شده و پوسيده بزرگ شدند می توانند فرزندانی تربيت کنند که انسان وار زندگی کنند نه برده وار
چه بخواهيم و چه نخواهيم ما قربانی شده ايم (درست مانند گوسفندانی که در جلوی چشمان کودکانمان قربانی مي کنيم!)

با تلاش و زحمت بيشتر کاری کنيم که فرزندانمان و فرزندان فرزندانمان زندگی بهتری داشته باشند.
بياييد به آنها ياد بدهيم که انسان آزاد آفريده شده است و بايد آزاد زندگی کند.
من و شما هنوز آزاد آفريده شدن انسان را باور نداريم(هز چند خيلی دوست داريم اينگونه باشد)
بارو کنيد هيچ کس(حتي خدا!) نمي تواند انسانی را که در اعماق وجودش به’ آزاد آفريده شدن’ اعتقاد دارد، به بردگي بکشد!

ما در برابر فرزندانمان مسئول هستيم! آنها با پاي خود به اين دنيا نيامده اند، ما آنها را به اين دنيا و به حکومت ملايان تبعيد کرده ايم!

107872575047825243 دوشنبه, Mar 8 2004 

متن كامل نطق پيش از دستور سيدعلي اكبر موسوي (خوئيني) نماينده مردم تهران در مجلس
آيا عملكرد مقام محترم رهبري و نهادهاي تحت امر ايشان به خصوص در جريان انتخابات ناعادلانه، غير رقابتي و غير آزاد اخير با معيارهاي صداقت، تدبير و عدالت سازگار است؟

‹‹بنام خداوند بخشنده و مهربان››

ابتدا ايام شهادت سرور آزادگان، امام حسين(ع) و يارانش و همچنين شهادت جمعي از عزاداران حسيني در شهرهاي كربلا، كاظمين و كويته پاكستان به ويژه هموطنان عزيزمان را تسليت عرض نموده و ضمن محكوم نمودن اين اقدام تروريستي، صبر و شكيبايي براي بازماندگان آن حادثه دلخراش از خداوند متعال مسئلت دارم.
كلام خود را با بياني از نهج البلاغه اميرالمؤمنين علي(ع) در نامه 53 ( عهدنامه مالك اشتر) آغاز مي‌كنم كه فرمود: از رسول خدا (صلي ا… عليه و آله وسلم) بارها شنيدم كه مي فرمود: ‹‹ پاك و آراسته نيست امتي كه در آن ضعيف نتواند بدون لكنت زبان حق خود را از قوي دست بستاند››.

ملت شريف ايران و نمايندگان محترم مجلس:
اينجانب به عنوان نماينده و وكيل مردم تهران در دوره ششم مجلس شوراي اسلامي ، بنابه سوگند خود، در پيشگاه خدا و ملت در راستاي مسئوليت نمايندگي خويش، وظيفه خود مي دانم كه در دفاع از حق بيش از 70 درصد شهروندان تهراني و حداقل 50درصد ايرانيان كه در انتخابات فرمايشي اول اسفند ماه شركت نكردند (بنا به آمار رسمي كه چه بسا بيش از اين نيز باشد) و از زبان اكثريت جنبش دانشجويي سرافراز ايران، صداي اعتراض خاموش ملت در آن روز را از اين تريبون، رساتر ابراز دارم.
سابقه گردن كلفتان خودكامة تاريخ از آغاز تاسيس مجلس در ايران، چه محمدعلي شاه قاجار و چه رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوي و … همه حكايت از آن دارد كه اينان در تكميل و تثبيت استبداد خويش، مجلس يعني خانه ملت را هدف قرارداده و برخاموشي صداهاي حق خواهانة برآمده از آن به هر ترفند كوشيده‌اند، اگر زماني محمدعلي شاه با حمايت لياخوف روسي مجلس را به توپ بست و با اميدبستن به برچيدن بساط مشروطه، دوران استبداد صغير را حاكم ساخت و اگر رضا خان قلدر باحمايت انگليس راه برورود آزاديخواهان و حق جويان در انتخابات دوره هفتم مجلس شوراي ملي بست، امروز نيز شاهد كودتاي پارلماني بر عليه جريان تحول‌خواه ايرانيان با ابزار رد صلاحيت و ارعاب در انتخابات دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي هستيم تا مجلس به هر ترفند مهره چيني گردد، كه به فرموده اي قيام و قعود كنند و ديگر از آن نامه اعتراض و انذار نگاشته نشود و صداي افشاگرانه ‹‹حقيقت‌جو››يان برنخيزد و كميسيون اصل 90 آن ملجائي براي ستم كشيدگان نباشد و گزارش قتلهاي دگرانديشان، يورش نظاميان به كوي دانشگاه تهران، تبريز و طرشت، انفرادي ها و آزار روزنامه نگاران و زندانيان و فعالين سياسي به خصوص دانشجويان و فعالين جنبش دانشجويي گوش حاكمان را نيازارد و كسي ديگر در مجلس سخني از تنهايي زندان و انفرادي صابر، عليجاني، رحماني، گنجي، زرافشان، آغاجري، اشكوري ، عبدي ، باطبي و ساير زندانيان مظلوم بر زبان نياورد و آن كند كه حاكميت مي خواهد و تنها آن گويد كه حكومت مي پسندد.
جريان اقتدارگرا كه در اين سال‌ها (با وجود برخي سستي ها و فرصت سوزي هاي قابل نقد مجلس ششم) بازهم دل خوني از اين مجلس داشت از فرداي 29 بهمن 1378 و پس از جريان ترور سعيد حجاريان، سناريوي خود را بر معطل نمودن مجلس اصلاحات كليد زد و با سنگ‌اندازي‌ها و لجاجت شوراي نگهبان در رد مصوبات و طرح‌هاي كليدي و موثر مجلس، سياست خسته كردن مردم از اصلاحات را مرحله به مرحله و قدم به قدم پيش برد تا برهمگان اثبات شود كه تصميم گيرنده اصلي براي سرنوشت ملت نه مجلس منتخب شان و نه دولت متكي بر 22 ميليون راي ايرانيان كه ديگران مي باشند و بدينگونه ‹‹نه ميزان راي ملت است›› و نه اراده آنان اثري در تغيير رويه‌ها و ساختارها دارد.
و اكنون نوبت بستن طومار مجلس مردمي بود. طرح اقتدارگرايان در اين راستا از 2 سال قبل كاملا هماهنگ، با تشكيل و راه اندازي دفاتر نظارتي شوراي نگهبان در سراسر كشور و اختصاص 100 ميليارد ريال از بودجه براي اين دفاتر جهت پرونده سازي عليه اصلاح طلبان در تمامي شهرهاي كشور و برنامه ريزي براي قلع و قمع ايشان در جريان انتخابات مجلس هفتم آغاز شد و از سويي ديگر نيز اين جريان، تمام توان تبليغاتي، قضايي، شبه نظامي و نظامي خود را با سازماندهي و فرماندهي متمركز در جهت فراهم نمودن فضاي ذهني لازم براي فرسايش جريان اصلاح طلبي و ايجاد ياس و انفعال و كاستن كمي و كيفي توان آن بسيج نمود تا مقدمات وارد ساختن ضربه نهايي فراهم گردد و سناريو كودتا با صدور علني جواز رد صلاحيت گسترده اصلاح طلبان تحت عنوان ‹‹احراز صلاحيت›› ، عملا عملياتي ترين بخش خود را در تسخير و تصرف مجلس هفتم آغاز نمود و در اين اثنا به سياق معمول فرصت سوزان نشسته بر مسند جمهوري و راي ملت به تاسفي و افسوسي بر اين مقدمه سازي مهره‌چيني‌ها بسنده كردند و در نهايت باسكوت، بر اجراي حكم هاي حكومتي تمكين نمودند تا به نام ايشان و به كام اقتدارگرايان تشكيل مجلسي فرمايشي با نمايشي بنام انتخابات ميسر گردد.
اما با اينهمه تنها كمتر از 30% مردم تهران و اكثر شهرهاي بزرگ و حدود 50 درصد كل واجدين شرايط در كشور را به پاي صندوق ها كشانده و افراد اصلي مورد شان در خوش بينانه ترين حالت حداكثر از حمايت 15% تهرانيان آنهم با شعارهاي كاملا غير ايدئولوژيك و در لباس اصلاح طلبانه برخوردار گرديد كه البته بدون پيشداوري كامل بايد در انتظار تحقق و عده ها ماند و آنرا پيگيري نمود.

در اين جا ذكر چند نكته را به متوليان امر لازم مي‌دانم :

1- با توجه به در پيش بودن اجلاس يازدهم خبرگان رهبري از نمايندگان محترم خبرگان كه طبق اصل 111 قانون اساسي پس از انتخاب رهبري، نظارت بر عملكرد ايشان از وظايف آنان مي باشد، جاي اين پرسش است كه آيا عملكرد مقام محترم رهبري و نهادهاي تحت امر ايشان به خصوص در جريان انتخابات ناعادلانه، غير رقابتي و غير آزاد اخير با معيارهاي صداقت، تدبير و عدالت سازگار است؟
و آيا عدالت حاكمان كه علي(ع) حاضرنشد ذره اي از آنرا فداي مصلحت حكومت خود كند اينگونه بود؟ هرچند بايد اول به اين پرسش پاسخ داد كه آيا از خبرگان رهبري كه در انتخابات آن شاهد مهره چيني و رد صلاحيت گسترده در انتخاباتي غيرعادلانه، غير رقابتي و غير آزاد سال 1377 و مياندوره‌اي اخير بوديم (به گونه‌اي كه در حوزه‌هائي تعداد تاييد صلاحيت شدها برابر با تعداد كرسي هاي حوزه انتخابيه مربوطه بود!)، و از خبرگاني كه عمده اعضاي كميته نظارت بر رهبري از منصوبين ايشان شكل يافته (كه دقيقا نقض غرض مي باشد) مي توان انتظار نظارت صحيح داشت؟
همچنين آيا اگر نظارت دقيق مجلس شوراي اسلامي بر عملكرد رئيس جمهور و كابينه اعمال مي شد شاهد بسياري از ناكارآمدي ها و در مورد اخير تمكين بر برگزاري چنين انتخاباتي از طرف دولت بوديم؟
2- امروز تجربه بشري ثابت كرده كه با توجه به پيچيدگي هاي امر تصميم گيري در مديريت كلان مطمئن‌ترين مسير در اداره امور، تكيه بر عقل جمعي و خرد عمومي بر پايه برابري سياسي و آزادي شهروندان بدون در نظر گرفتن حق ويژه براي فرد يا افرادي خاص است و اصولا مفهوم دموكراسي بدين صورت معنا مي يابد و فرآيندهايي چون انتخابات و تشكيل پارلمان و دولت جمهور در جوامع مدرن كنوني با رعايت شرايط آزاد براي انتخاب شونده و انتخاب كننده و وجود رقابت عادلانه و با لحاظ دوره اي بودن و محدود بودن زمان ماندن در قدرت براي انتخاب شدگان مي‌تواند به تحقق دموكراسي كمك نمايد.
اما انتخاباتي كه در آن نه حق و آزادي انتخاب شونده و انتخاب كننده به رسميت شناخته مي شود و نه در آن شرايط رقابت عادلانه فراهم مي گردد و نه امور براساس راي ملت اداره مي گردد، نه تنها دموكراسي آفرين نخواهد بود كه ثمري جز تحميل بار سنگين مالي و كشمكش هاي سياسي نخواهد داشت.
لذا پيشنهاد مي شود از اين پس، بساط چنين انتخاباتي بر چيده شود و با حكمي حكومتي اداره امور اجرايي و تقنيني بر وفق مراد حاكميت صورت پذيرد و كارآمدي حكومت تقويت شود.
3- فراموش نكنيم كه صدام حسين در آخرين سال حكومت خويش انتخاباتي برگزار نمود كه بيش از 98 درصد به وي و حكومتش راي دادند اما چنين انتخاباتي ذره اي از سست بنيادي پايگاه مشروعيت و مقبوليت حكومتش نكاست ، پس حفظ و بقاي نظام جمهوري اسلامي را نيز درماني ديگر (به جز برگزاري انتخابات نمايشي و فرمايشي) بايد كه همان انجام اصلاحات بنيادين و ساختاري بر پايه راي و همه پرسي عمومي است. نقل است كه ‹‹ بر سرنيزه هر كاري مي توان انجام داد به جز تكيه كردن بر آن››
اميد كه فرصت و امكان جبران فراهم باشد.
لينک گويا

107863352423275491 یکشنبه, Mar 7 2004 

سوگ جانسوز حسن زرافشان
حسين زرافشان هم مرد!
نمي دانم چه مي شود گفت وقتي انساني سراسر عشق و پايداری مي ميرد!
آنهم اينقدر ساده،
امروز قرار است ساعت 10 صبح پيکر او را در قزوين تشيع کنند،
امروز روز تولد زر افشان هم هست، فکر کنم بهترين حرفي که مي توانم بزنم اين است که بگويم:’تولدت مبارک’

107831645955118381 چهار شنبه, Mar 3 2004 

هموطنان عزيز، ملت آزاده دنيا
رژيم جنايت يیشه وقرون وسطايی حاکم بر ايران جدا از آنکه سرزمين باستانی مارا به يک زندان بزرگ برای ملت ايران تبديل کرده است،جمعی از دوستان ،فرزندان وبرادران وخواهران مارا نيز در سياه‌چال‌های مخوف خويش زير وحشيانه ترين ومخوف ترين شکنجه‌هايی دارد که تاريخ را به شرم آورده است. بی‌مايگانی که با تاسف فراوان قدرت را دراين سرزمين در دست دارند خود را نماينده خدا وپيامبر اسلام بر روی کره زمين می‌دانند و با اين استدلال عوام فريبانه ،هرگونه نقد و اعتراضی بر روشهای قرون وسطايی خود را ،عين کفر وزنديق وشايسته اشد مجازات می‌خوانند و بر اتکا به همين روشهای پوسيده است که امروز جمعی از نخبگان اين سرزمين در زندانهای جمهوری اسلامی در خطر مرگ واعدام قراردارند وچشم‌های نگران ميليون‌ها ايرانی را به دنبال خود.
ما جمعی از نويسندگان وبلاگهای فارسی با اين حرکت نمادين، توجه تمام سازمانهای مدافع حقوق بشر، مبارزين در راه آزادی ودموکراسی وتمام ملت آزاده وآزادی‌خواه دنيا را به اين نقض فاحش وآشکار حقوق بشر جلب نموده واز هرگونه کمک در راه زير فشار قرار دادن حکومت آخوندی برای از از بند رهانيدن عزيزانمان استقبال می کنيم.
متن بيانيه

برگه‌ی بعد »