هاله نور چهار شنبه, Nov 30 2005 


این نیکان خان هم بعضی کاراش محشره ها!
چون بعضی ISP ها اینجارو فیلتر کردند،من کپی اش رو Upload می کنم

مرگ یکی دیگر! دوشنبه, Nov 28 2005 

ممیز هم مرد!
دچار عارضه مرگ بدون جایگزین شده ایم!
چه کسی می خواهد جای ممیز،آتشی،شاملو،سهراب ،ساعدی،… را بگیرد؟ چند نفر دیگر از این غولها مانده اند؟
در آن دهه خاص چه چیری قاطی آب کرده بودند که این همه آدم عجیب (در مقیاس ایرانی اش) و بدرد بخور بوجود آمد؟
در این دهه چه چیزی در آب مخلوط کرده اند که همه ان آدمها می میرند؟
———————-
مدتهاست که اجاق مام میهن برای تولد آدمهایی این چنین کور شده است، کسی یک پزشک خوب سراغ ندارد؟

عشق امامان شیعه به ایرانیان! دوشنبه, Nov 14 2005 

یه چیزایی تو تاریخ خونده بودم،اما این یکی خیلی جالبه!
تقدیم به همه هم میهن های مسلمان و بخصوص شیعه!

انجمنه پادشاهی ايران دوشنبه, Nov 14 2005 

به بالای این سالیان دراز
به ایران نیامد بجز سوز و ساز

ز دشمن بجز آتش و خون نبود
بجزغرش دیو مجنون نبود

بسوزاند دشمن کتاب مرا
همه رامش و خُر و خواب مرا

کنون، گاه پیکار آزادی است
سرآغاز عمران و آبادی است

اگر او کتابم به آتش کشید
سرآپایم آرام و شادی ندید

بسوزیم گر بوم فرخنده را
برانیم این دیو شرمنده را

بسازیَمش از نو به جوش و خروش
به فر اهورا و مهر سروش

به خاک ار کشیم آسمان و زمین
بسوزیم بنیاد، ناپاک دین

به آتش دهیم، اهرمن کیش را
رهانیم این قوم درویش را

سزد گر جهانی شود زیر و رو
که باز آوریم، آب رفته به جوی
از انجمنه پادشاهی ايران

میلیونها زرتشتی در جهان که نمیدانند زرتشتی هستند ! دوشنبه, Nov 7 2005 

اگر شما به این باورید که شیوه ی زندگی شما بر پایه های خرد و دوری از خرافات استوار شده که اندیشه و گفتار و کردار خود را با راستی و درستی هماهنگ کرده اید و دشمن سرسخت دروغ و مردم فریبی هستید
- که هدف زندگی در این دنیا را خوشبخت زیستن و خوشبختی بدیگران رساندن می دانید
- که جانوران و گیاهان را دوست داشته و میخواهید فضایی را بوجود آورید که همه جانداران شکوفا شوند
- که آزادی گزینش را برای خود و همگان گرامی میشمارید و برابری زن و مرد را پایه آیین خود میدانید و سرانجام اگر ديدگاهی سازنده و مثبت به زندگی داريد، پس شما بدون هیچ چون و چرایی یک زرتشتی راستین هستید، حتی اگر خود نمیدانید.

خواب؟ چهار شنبه, Nov 2 2005 

دیشب خواب دیدم که مرده ام!
از آن بالا بالا ها به این پایین و خودم نگاه می کردم که داشتند چالم می کردند.
جالب اینجا بود که حس خوبی داشتم و اصلا از مردن خودم پشیمان نبودم.
آنقدر این صحنه طبیعی به نظر می آمد که هنوز در بهت ام که زنده ام یا نه!